صفحه نخست

رژیم آنلاین

مقالات

بانک کالری

برترین ها

مدیا

درباره ما

اینفوگراف

جستجو در سایت

تلفن مشهد : 3606420 - 36051363          ♥‌ آیا من چاقم ؟‌ ♥          ♥‌ ثبت نام رژیم آنلاین‌ ♥          ♥‌ ادامه رژیم لاغری‌ و     لینک ما در پیام رسان سروش

چرا تغذيه مناسب و مطمئن به عنوان يك موضوع مورد بحث در بهداشت عمومي مطرح است؟

چون جمعيت در معرض خطر تغذيه اي صد در صد بوده و آسيب پذيري نسبت به آن هرگز كم نمي شود. هر كدام از ما كه رژيم غذايي ناكافي در پيش بگيريم به سرعت دچار سوء تغذيه مي شويم. اگر خوب فكر كنيم حدود 30% جامعه نسبت به سرطان و 50% به چاقي دچار بوده و نسبت افراد در معرض خطر ديابت 25u20 % است. ولي درصدي از جامعه كه مي توانند دچار سوء تغذيه شوند تا صد در صد است.

با گذشت زمان و تغيير محيط مسائل تغذيه اي تغيير مي كند. پس سوء تغذيه قابل كنترل است ولي نمي توان بطور كلي آن را از بين برد. با گذشت زمان پديده گذر تغذيه اي حاصل مي شود. پديده اي كه در آن مردم رو به شهرنشيني مي آورند و فعاليت جسمي آنها كمتر ميشود و خوردن غذاي زياد و نيز صرف وقت جهت برنامه هاي تلويزيوني و كامپيوتر موجب بروز مشكلات بهداشتي عديده اي از جمله چاقي مي گردد. و چاقي به عنوان يك مشكل بهداشتي عمده اي است كه با ديابت، فشار خون بالا و بيماريهاي قلبي _ عروقي زود رس همراهي مي شود. پديده شهرنشيني منجر به "ديابت نوع II " شده و احتمال مي رود تا سال 2020 شيوع آن دو برابر شود. مشكل دوم پديده گذر تغذيه اي، هزينه هاي بهداشتي آن است. در كشورهايي كه پديده گذر را تجربه مي كنند، غالب مرگ و مير بالغين در اثر بيماريهاي مزمن است.

- جامعه علمي و بهداشتي از دو طريق سعي در برخورد با سوء تغذيه و بهبود آن نموده اند:

1- شناسايي عوامل محدود كننده و حذف آنها؛ مرگ و مير كودكان را مي توان توسط واكسيناسيون و كنترل بيماريهايي چون بيماري كليوي، ديابت، سرطان و … كاهش داد ولي بايستي به كيفيت زندگي كودكاني كه زنده مي مانند توجه داشت تا به شكل مناسب، زندگي را ادامه دهند.

2- بهبود وضعيت و موقعيت، كه نياز به تشخيص تمام عوامل مخدوش كننده و حل آنها دارد.

- جامعه با تغذيه مناسب به چه چيزهايي نياز دارد؟

در اين زمينه به چند نكته اصلي بايد توجه داشت:

×دسترسي كافي به غذاي سالم و مغذي (غذاي كافي با درآمد كافي)

×مراقبتهاي بهداشتي كافي و عاري شدن از بيماري

×سواد تغذيه اي كه وابسته به تمام انتخابها، رفتارها، مديريت، مهارت، اولويتها و تقليد رفتار است.

پس پاسخ اين سوال كه چرا تغذيه مناسب نياز به سواد تغذيه اي دارد، اين است كه تغذيه مناسب وابسته به حفظ سياستهاي محافظتي، انتخاب آن توسط افراد و حفظ طولاني مدت آن سياستها است. در مورد سياست حفاظتي تجربه خوبي كه در ايران انجام شده كنترل بيماريهاي ناشي از كمبود يد از طريق يد دار كردن نمك بوده است. خيلي از نقاط دنيا تجربه هاي مشابهي دارند. اما مثلا" در چند سال گذشته در جمهوري شوروي سابق چه اتفاقي افتاده است؟ IDD كه سالها بود ريشه كن شده بود، با تغيير سياستها، بعد از سالها نمك يد دار ناپديد شد و طي چند ماه دوباره موارد گواتر بروز كرد. پس با گذشت زمان خط مشي ها و سياستهاي تغذيه اي هم بايد تغيير كند. سياستهايي مانند غني سازي برخي مواد غذايي و سياستهايي كه دسترسي اقتصادي به غذا را تضمين كند. و سياستهاي آموزش تغذيه در مدارس، سياستهاي هستند كه موجب گسترش تغذيه مناسب مي شوند و زمان زيادي هم نمي برند. ليكن حفظ دراز مدت اثرات سياستها اهميت دارد.

در يك جامعه زمان زيادي لازم است تا سواد تغذيه اي ارتقاء يابد. زيرا سواد تغذيه اي عبارت است از دانش تغيير فرهنگ و مهارت. و اين چيزي نيست كه در عرض يك شب اتفاق بيفتد. اجراي چنين كاري نياز به يك فرآيند مشاركتي دارد. همه از تلويزيون يك پيام واحد نمي گيرند. در تعريف، سواد عبارت از نظامي است كه فرد را قادر به كار برد اطلاعات جديد مي كند. نه تنها فرد مي تواند از كتاب استفاده كند بلكه بايد كاربرد اطلاعات را در راه زندگي فرا بگيرد. وقتي يك كودك ياد مي گيرد كه بنويسد، نه فقط بايد نام خود را بنويسد بلكه بايد بتواند افكار خود را بيان كند.

كسب قابليت استفاده از اطلاعات جديد، توانايي بسيار مهمي است. سواد تغذيه اي با آموزش تغذيه متفاوت است و برقراري و ايجاد آن به زمان نياز دارد. مثلا" كاهش مصرف سيگار و مبارزه با سرطان ريه در آمريكا از طريق افزايش سواد كاربردي مردم 50 سال طول كشيد. البته اين برنامه 75% هم موفقيت داشت. ترويج شير مادر نيز در آمريكا 40 سال طول كشيد. البته در اين مورد مشكلي در ايران نداريم و اميدواريم كه همينطور هم بماند.

در ارتباط با كاهش سيگار كشيدن نه تنها مردم بايستي آگاه مي شدند كه سيگار از نظر سلامتي فردي و اجتماعي مضر است و از سيگار كشيدن امتناع مي كردند، بلكه بايد خود متقاضي سيگار نكشيدن افراد در اماكن عمومي مي شدند. يا براي مبارزه با اپيدمي بيماريهاي قلبي _ عروقي در اسكانديناوي، آنها پارك ساختند، سياستهاي گسترش فعاليت جسماني در محلهاي كار را گسترش دادند، ماليات سيگار را افزايش دادند و خلاصه همه سياستهاي بهداشت عمومي ممكنه را اعمال كردند و به نتيجه رسيدند. ولي اين كار 25 سال طول كشيد. رفع اپيدمي يك نسل زمان برد.

مثال ديگر، در آمريكا در دهه 30 يك عامل مهم مرگ و مير و عامل اصلي پذيرش افراد به بيمارستانهاي رواني، پلاگر بود و در آن زمان نمي دانستند كه علت آن عفوني است يا خير. وقتي معلوم شد كه دليل بيماري كمبود يك ماده مغذي است و فهميدند كه كمبود نياسين موجب آن مي شود، به سرعت لايحه قانوني در مورد اضافه كردن آن به مواد غذايي تصويب شد. به دنبال آن به سرعت كاهش مرگ و مير ناشي از اين بيماري ايالت به ايالت و به تناسب زمان اجراي قانون مشاهده شد.

- ويژگيهاي سواد تغذيه اي:

× براي گسترش سواد تغذيه اي زمان زيادي لازم است.

× نياز به فرآيندهاي مشاركتي دارد

× قادر به بكار گيري اطلاعات جديد است.

× قابل يادگيري است، بنابراين پايدار است.

× زنان را از طريق مرتبط ساختن با حوزه هاي غذا و سلامت _ كه آنها از پيش هم مديريت آن را عهده دار بوده اند توانا مي سازد.

- تفاوت آموزش تغذيه و سواد تغذيه:

× آموزش تغذيه، توسعه دانش است، سواد تغذيه توسعه قابليتها و مهارتهاست.

× آموزش تغذيه نياز به اطلاعات دارد و سواد تغذيه نياز به يادگيري دارد.

× آموزش تغذيه ممكن است رفتارهاي خاص را تغيير دهد و سواد تغذيه موجب ايجاد توانايي جهت انتخابهاي تازه مي شود.

× سواد تغذيه اي اين نيست كه چربي، پروتئين، كربوهيدرات، اسيدهاي آمينه، انرژي، ويتامين و فيبر كافي از طريق دريافت رژيم غذايي براساس RDA داشته باشيم.

- آيا جامعه در مفهوم عام آن، نياز به دانستن اين مفاهيم دارد؟

احتمالا" خير ولي ما اغلب وسوسه مي شويم كه آيا اين اطلاعات را به مردم منتقل كنيم يا اخير، ولي در واقع بايد به مردم چيزهايي را آموخت كه به آن نياز دارند. پس مواد مغذي را نبايد بياموزيم چه چيز را بايد بياموزيم؟

سواد تغذيه اي يعني داشتن جامعه اي كه اهميت غذاي كافي را به عنوان اساس زندگي سالم مي دانند. آنها مي دانند كه تمام بچه ها نياز به شير مادر دارند. يا اينكه بچه هاي بيمار نياز به غذاي بيشتري دارند. يا ويتامين A براي كودكان و زنان جامعه نياز است. يا زنان حامله نيازهاي اضافي به غذا دارند. يا نمك يد دار براي همه ضروري است. همه اين نكات پايه و اساس رفتارهاي ما هستند.

سواد تغذيه به معني دريافت كافي و متنوع از ميوه جات و سبزيجات است، به معني داشتن فعاليت فيزيكي روزانه است. و يا اين كه بدانيم چاقي براي سلامتي مناسب نيست. همه اينها سواد تغذيه اي را مي رساند، سواد تغذيه اي بايد ايجاد تقاضا كند.

اگر در آموزش تغذيه فكر مي كنيم در گذشته برنامه هايي سازماندهي شدند كه همگي متمركز بر مادران يا كودكان يا هر دو بودند بايد گفت در مورد مردان هم مشابه زنان، در مورد معلمها و مراقبان بهداشت، پزشكان و… نيز نيازمند آموزش هستيم.

- چه كساني نياز دارند تا از نظر تغذيه اي با سواد باشند؟

× معلمها، بايستي قادر باشند كودك سوء تغذيه را تشخيص دهند و نياز دارند بدانند كه بعد از تشخيص چه كاري بايد انجام دهند.

× سياستگذاران، تا بتوانند در مورد تامين غذا، در مورد سيستم مراقبت بهداشتي سياستهاي مناسب ارايه دهند.

× روز نامه نگاران، افرادي كه مي نويسند يا در تلويزيون صحبت مي كنند و براي عموم اطلاعات را تفسير مي كنند نياز به سواد تغذيه اي

دارند.

× زنان، مادر بزرگها، مردان، پدر بزرگها، كودكان نيز نياز به سواد تغذيه اي دارند.

ايجاد رقابت بين افراد خانواده كه به اهميت تغذيه فكر كنند، جهت دادن آموزش تغذيه، نياز به رسانه هاي گروهي، تلويزيون، راديو،

روزنامه، كلاسهاي سنتي، پوستر و پمفلت، بيانهاي ساده و تمركز بر تصميم گيرنده هاي فوري دارد. جهت دادن سواد تغذيه اي نياز به

توسعه ميزان مهارت در جامعه، حمايت منابع اطلاعاتي توسط الگوي مشخص، تشويق طرحها و حمايت كل جامعه دارد.

- تجربه ملي جهت كمك به موضوع مورد بحث چيست؟

ليست برخي برنامه هايي كه در كل دنيا انجام شده در اين جا آورده شده است از جمله برنامه تغذيه كودكان در هند، تغذيه در تايلند و برنامه مراقبتهاي بهداشتي، برنامه تغذيه خانواده در اندونزي، برنامه پايش رشد در كنيا، برنامه آموزش تغذيه زنان و كودكان در آمريكا و نيز غني سازي غذا. غالب اين برنامه ها اثرات مثبت داشتند. تمامي آنها آموزش گسترده در مورد حمايت خانواده ها و مادران بخصوص مادران باردار داشتند.

ايشان به دو برنامه سواد در آمريكا اشاره داشتند:

1- EFNEP (برنامه وسيع آموزش غذا و تغذيه)

اين برنامه از اين نظر مهم است كه مي تواند به نوعي سواد تغذيه اي را گسترش دهد. اين برنامه حدود 35 سال پيش در آمريكا شروع شد. در اين برنامه خانوارهاي كم درآمد هدف بوده و آموزش فرد به فرد و كلاسهاي مداوم در اين برنامه مورد استفاده قرار گرفت. توجه به بودجه خريد غذا و نيز تمركز بر ذخيره و تهيه غذا و نيز حل مشكلاتي كه امنيت غذا و تغذيه را محدود نمايد در اين برنامه بوده است.EFNEP برنامه اي كه خانواده هاي كم درآمد را پوشش مي دهد، آموزش فرد به فرد به علاوه آموزش گروهي، تعليم در طي دوران مدرسه، آموزش معلمين پيش دبستاني، معلمين، براي بالغين جهت پذيرش افكار امكان پذير مي گردد.

EFNEP به خوبي ارزشيابي نشده، اما دانش، نگرش و عملكرد مردم نسبت به غذا و تغذيه بهبود يافته، به اين ترتيب كه افراد دخيل در اين طرح به ازاي يك دلار در مقايسه با افراد كنترل، مغذيهاي بيشتري بدست مي آورند.

2- WIC (برنامه ساپلمنتاسيون تغذيه اي خاص براي زنان، كودكان و بچه ها)

اين برنامه در سال 1970 شروع شد و به صورت پيش آزمون در كلينيكها انجام شد. گروه هدف، افراد در معرض خطر از نظر تغذيه اي و نيز افراد كم درآمد بودند. طراحي برنامه به صورت آموزش تغذيه، مراقبت بهداشتي و اجتماعي صورت گرفت. در اين طرح، از كارشناسان و متخصصين نيز استفاده نمودند.

در كاليفرنيا، سازمانهاي غير دولتي نيز در زمينه WIC فعاليت دارند و در كلينيك ها و سوپر ماركت ها و كليساها هم قابل مشاهده است.WIC امروزه يك برنامه وسيع است و سرويس دهي هفت ميليون زن باردار و نيز زنان بعد از دوران حاملگي و كودكان و بچه ها را به عهده دارد. و هدف آن خانواده هاي فقير است.WIC به خوبي ارزيابي شده و اجراي آن در زنان حامله موجب شده به ازاي هر دلار بكار رفته در WIC 4u3 دلار صرفه جويي در هزينه هاي ناشي از مراقبتهاي پزشكي ايجاد شود. اجراي WIC در مورد كودكان و بچه ها موجب كاهش ميزان آنمي و بهبود كيفيت رژيم غذايي شده است. و البته WIC بر روي سواد تغذيه اي نيز تاثير داشته كه به خوبي ارزشيابي نشده است.

× سواد تغذيه اي نيازمند همكاري بخشهاي مختلف است.

× سواد تغذيه اي همان آموزش تغذيه نيست.

× سواد تغذيه اي فقط يك سرويس دهنده نيست.

× توسعه سواد تغذيه اي جمعيت كار در طولاني مدت است ولي يك كار مناسب است.

 

:

اشتراک برای
آپ دیت ودریافت آخرین خبرها